نوشته های همایون رقابی
پندار نیک____گفتار نیک____کردار نیک
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همایون رقابی
----- -----
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
----- ----- -----
سه شنبه 1 فروردین 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



خوش آمدید




با بلندگوی روشن برای پخش کلیک کنید.



 

[http://www.aparat.com/v/r8oaT]



*********************************************************************************************************************


داستانهای همایون رقابی:

اعداد نشاندهنده قسمت های مختلف داستانها هستند. با کلیک روی هر کدام از آنها همان قسمت را خواهید دید.
 
مینا              دیدار مجدد  ** *   زندگی در جنگل               چرا من؟               خانه ما               مرگ بی صدا             من و برادرم سعید               نان حلال               قدرت عشق              پول بانک ها را ندزدید               دو دوست               تلاش               جهان کودکی             دنیای مشابه.جلد یک (1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 )        دنیای مشابه جلد دوم ( 1 - 2 - 3 - )               دنیای مشابه جلد سوم( 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 )           دختر دهاتی              دیار تنهائی                حیات خواران1 - 2 - 3 -4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14 - 15 - 16 )               پسر عمه من                باغ آرزو هـا                   پنج حسی ها (1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 )                   ناپدید شدگان  (1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 )                  اثر عشق  ( 1 - 2 - 3 )                جواد خره                 سوگل                   محله ما             
داستان سوگل             گور خرها                   کتاب امیر ارسلان نامدار               خانه جنی (1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9  )   -----
  پر رو(1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6             اشتباه   .     .       مندی (1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 78 - 9 - 10 - 11  )             تنها با روح دوستم              فالگیر   ...      شاه غلام           کدامیک        

بحران در کار              

******************************************************************

ما را در تلگرام ببینید:         

******************************************************************

برخی از مطالب جالب قدیمی:


1000 عکس پانوراما 360 درجه  
             خانه ای معلق در هوا            از زمین تا مریخ با ماهواره ناسا              -   راه پله سحر آمیز      -         منظومه شمسی       داستان سپیده دم شمال اثر جک لندن          جراح دیوانه        پل شیشه ای    

******************************************************************

نوشته های من: (با کلیک روی هر عنوان ، صفحه مربوطه برای مطالعه باز میشود)


     کش آمدن زمان در سرعت های بالا         زندگی پر دروغ         زبانهای زنده قدیمی ها       
    آمریکا حق دارد دروغ بگوید         ماشین لباسشوئی         آلودگی هوا        بتکده سومنات        زندگی ما         اکتشافات فضائی        ای انسانها         بشقاب پرنده           توحش       چرا اینطور شدیم؟          فرهنگ ما        فرهنگ ما1       مطالبی در مورد روح و تماس با آن      عاقبت جهان            کار           آسایش زندگی      حقیقت زندگی         خوب بودن          نمیدانم چگونه        چرا راضی نمیشویم     این چه وضعی است         شوفاژ 1            شوفاژ 2       اعمال ناشایست ما      وای چه کنیم        که چی؟        تکامل و تناسخ         چه میگوئیم         عدد هفت       به کجا میرویم        مرگ و زندگی      بوکس       مشکل ما هستیم        پیشرفن علم و تکنولوژی همراه با ایجاد بیکاری         بیدار شویم        فریاد ... بیدار شویم         حاتم طائی        ارسال عکس از فضا به زمین     لحظات خاص     یک کار خوب      یک خاطره      هوورکرافت     نقاش که بود       نسبیت و حقیقت      اینترنت قطره ای      نثر...شعر...       نان حلال و طیب و طاهر     هدیه شب عید       نوشته و شعری از من       موسیقی و طنین در سازها       فال گرفتن      جبر یا اختیار     پول خرد     جهت یابی در فضا        چه کردی      ایرج میرزا       علم طب        برق و برق گرفتگی     من نمیتوانم دروغ بگویم     مورچه ها     اینجا چه خبر است      پرسش در همه جا        انگشتر حضرت سلیمان       پول دشمن بشریت       مصاحبه در مورد هوای تهران      مشکلات اجتماعی      جهل و تعصب      محدوده درک خود را بشناسیم      دنیا این شکلی نیست       دزد      عید     اون بالاها       ایرانی       انرژی خورشیدی برای تولید برق       خرابکارها       گرانی      موسیقی ما       آسایش پدر آرامش را در آورده       سوژه های واقعی و خنده دار       میکروسکوپ       خوب و بد        محدوده درک خود را بشناسیم         آینده ما        سفر در بعد زمان       چه میگوئیم       علامات برجسته      تصنیف       برخی از لغات فارسی        دوباره فکر کنیم        روغن ها       سرنوشت      الفبای ما        هوای آلوده         ناشناخته ها در خدمت ما         کلاس هفتم       




نوع مطلب :
برچسب ها : خوش آمدید، نوشته های همایون رقابی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
ارسالی: آقای حسام اسکندری (با تشکر)



وصیت نامه وحشی بافقی...



هر که شیون کند از دور و برم دور کنید

                                  همه را مست و خراب از می و انگور کنید

مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید

                                 مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم نگــــــــــذارید بیاید واعظ

                                پیــــــــــــــــر میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین ببالای سرم دف بزنید

                                  شاهدی رقص کنان جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک زنید

                               انـــــدرون دل من یک قلــــــــــــم تاک ز نید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت

                                  آن جگر سوخته ی خسته از این دار برفت





نوع مطلب :
برچسب ها : وحشی بافقی، وصیت نامه، شعر،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی

آیــــــــا میـــــدانستیــــــــد...

  


آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند ؟

آیا میدانستید که
جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟

آیا میدانستید که
گرمترین سیاره زهره می باشد این سیاره درجه حرارت ثابتی دارد که ۴۶۲ می باشد ؟

آیا میدانستید که
عمر خورشید ۵ میلیارد سال می باشد ؟

آیا میدانستید که
عمر کهکشان راه شیری ۱۰ میلیارد سال می باشد ؟

آیا میدانستید که
نقره صدها بار از مواد ضد عفونی قوی تر است و ۶۵۰ نوع میکروب را از بین می برد ؟

آیا میدانستید که
مساحت کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
کهکشان راه شیری بیش از ۱۰۰ میلیون ستاره دارد ؟

آیا میدانستید که
حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است ؟

آیا میدانستید که
تنها غذائی که فاسد نمی شود عسل است ؟

آیا میدانستید که
پلک زدن زنان ۲ برار پلک زدن مردان است ؟

آیا میدانستید که
قدیمی ترین بنا در شمال توکیو است که ۵۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیا میدانستید که
روزانه ۱۴۰۰۰ نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند ؟

آیا میدانستید که
مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است ؟

آیا میدانستید که
لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ۱۰ روز یکبار عوض میشود ؟

آیا میدانستید که
در هر قطره آب ۳۳ میلیارد الکترون وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـذارد ؟

آیا میدانستید که
مورچه کارگر تا ۵ سال و مورچه ملکه تا ۲۵ سال عمر میکند ؟

آیا میدانستید که
زنبور عسل ۲ معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا ؟

آیا میدانستید که
مورچه نسبت به بدنش بزرگترین مغز را دارد ؟

آیا میدانستید که
همه نوزادان میگو نر میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند ؟

آیا میدانستید که
افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی هستند که در اثر مار گزدگی میمیرند ؟

آیا میدانستید که
حس بویایی خرس تقریباً ۱۰۰ برابر قوی تر از حس بویایی انسان است ؟

آیا میدانستید که
عریض ترین آبشار جهان خن است عرضی ۱۱ کیلومتر و ارتفاع بین ۱۶ تا ۲۱ متر دارد ؟

آیا میدانستید که
بدن انسان قادر است در ظرف ۱ ساعت ۲ لیتر عرق تولید کند ؟

آیا میدانستید که
پرشیـن استار بیش از 160.000 نفر عضو اینترنتی دارد ؟

آیا میدانستید که
با چشم غیر مجهز به تلسکوب می توان ۶ هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد ؟

آیا میدانستید که
کشور تایوان از نظر موقیعت جغرافیائی در خطرناکترین نقطه جهان قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
در جهان فقط ۷ هزار ببر وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به ۳ میلیون سال نیاز دارد ؟

آیا میدانستید که
برای فرار از جاذبه زمین به سرعت ۱۱ کیلومتر در ثانیه نیاز است ؟

آیا میدانستید که
ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند ؟

آیا میدانستید که
از یک درخت معمولی می توان ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلو کاغذ تولید کرد ؟

آیا میدانستید که
آهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان مصرف دارد ؟

آیا میدانستید که
مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است ؟

آیا میدانستید که
انجیر خشک کرده ۶ برابر انجیر تازه مقوی تر است ؟

آیا میدانستید که
سالانه ۸۶ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که
با پیشرفت علم هنوز برای دانشمندان ساختن عسل کشف نشده است ؟

آیا میدانستید که
۹۰% مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند ؟

آیا میدانستید که
درخت خرمای نر هرگز بار نمی آورد ؟

آیا میدانستید که
پروتئین تخم مرغ بیشتر از شیر و گوشت است ؟

آیا میدانستید که
سرکه قدیمی ترین تیزابی است که توسط مصریان در حدود ۳ هزار سال قبل کشف شد ؟

آیا میدانستید که
مساحت خلیج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد ؟

آیا میدانستید که
اولـیـن تــمـاس تـلفـنی ایـران سـال ۱۲۸۵ خـورشـیـدی در تـهـران برقرار شد ؟

آیا میدانستید که
نوعی کوسه دارای ۳۵۰۰ دندان می بـــاشد که از هیچ یک از آنها استفاده نمیکند ؟

آیا میدانستید که
بـدن انـســان برای حفظ تعادل خود در حـال ایستادن از ۳۰۰ عضله استفاده میکند ؟

آیا میدانستید که
سرعت سریعترین حلزون ۲۳ میلیمتر در ثانیه میباشد یعنی ۱ کیلومتر در ۵ شبانه روز ؟

آیا میدانستید که
چـگـالـی زمـیـن از سیارات دیـگر منظومه شمسی بیشتر است ؟

آیا میدانستید که
هر فرد هنـگام غــذا خوردن بطور مـتـوسط ۲۹۵ بار عمل بلعیدن را انجام می دهد ؟

آیا میدانستید که
خواب کمتر از ۶ ساعت و بیشتر از ۸ خطر ابتلا به دیابت را افزایش میدهد ؟





نوع مطلب :
برچسب ها : دانستنیها، نکته ها، خواندنیها،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
داستان ناپلئون و مرد پوست فروش...

به هنگام حمله ی ناپلون به روسیه دسته ای از سربازان او در مرکز شهر کوچکی از ان
سرزمین همیشه برف در حال جنگ بودند.ناپلون به طور اتفاقی از سواران خود جدامیافتد و
گروهی از قزاقان روسی رد او را میگیرند و در خیابانهای پر پیچ و خم شهر به تعقیب او
میپردازند. ناپلون که جان خود را در خطر میبیند پا به فرار میگذاردو سر انجام در
کوچه ای سراسیمه وارد یک دکان پوست فروشی میشود او با مشاهده ی پوست فروش ملتمسانه
و با نفس های بریده بریده فریادمیزند:((کمکم کن جانم را نجات بده کجا میتوانم پنهان
شوم؟))پوست فروش میگوید: (زود باش بیا زیر این پوستینها)و سپس روی ناپلون مقداری
زیادی پوستین میریزد.پوست فروش تازه از این کار فارغ شده بود که قزاقان روسی شتابان
وارد دکان میشوند و فریاد زنان میپرسند:(او کجاست؟ما دیدیم که او امد تو.)قزاقان
علیرغم اعتراضهای پوست فروش دکان را برای پیدا کردن ناپلون زیر و رو میکنند. انها
تل پوستین ها را با شمشیرهای تیز خود سیخ میزنند اما او را نمیابند سپس راه خود را
میگیرند و میروند.ناپلون پس از مدتی صحیح و سالم از زیر پوستینهابیرون میخزد.در
همین لحظه محافظان او از راه میرسند .پوست فروش رو به ناپلون کرده و محجوب از او
میپرسد:((ببخشید که همچین سوالی از شخص مهمی چون شما میکنم اما میخواهم بدانم که
اون زیر با علم به اینکه لحظه ی بعد اخرین لحظات زندگیتان است چه احساس
داشتید؟)ناپلون قامتش را راست کرده و در حالی که سینه اش را جلو میداد خشمگین
میغرد:(تو به چه حقی جرات میکنی که همچین سوالی از من بپرسی؟سرباز این مردک گستاخ
را ببرید چشماشو ببندید و اعدامش کنید من خودم شخصا فرمان اتش را صادر خواهم
کرد.)محافظان بر پیکر پوست فروش چنگ زده کشان کشان او را با خود میبرندو سینه کش
دیوار چشمان او را میبندند.پوست فروش نمیتواند چیزی ببیند اما صدای ملایم و موجدار
لباسهایش را در جریان باد سرد میشنود .او برخورد ملایم باد سرد بر لباسهایش خنک شدن
گونه هایش و لرزش غیر قابل کنترل پاهایش را احساس میکند. سپس صدای ناپلون را میشنود
ک پس از صاف کردن گلویش به ارامی میگوید:((آماده.............هدف......
........))در این لحظه پوست فروش با علم به اینکه تا چند لحظه ی دیگر همین چند
احساس را نیز از دست خواهد داد احساسی غیر فابل وصف سر تا سر وجودش را در بر
میگیردو قطرات اشک از گونه هایش فرو میغلتد پس از سکوتی طولانی پوست فروش صدای
گامهای را میشنود که به او نزدیک میشوند.سپس نوار دور چشمان پوست فروش را بر
میدارند. پوست فروش که در اثر تابش ناگهانی نور خورشید هنوز نیمه کور بود در مقابل
خود ناپلون را میبیند که با چشمانی نافذ و معنی دار چشمانی که انگار بر ذره ذره
وجودش اشراف دارد به او مینگرد. آنگاه ناپلون به سخن آمده و به نرمی میگوید:((حالا
میفهمی که چه احساسی داشتم))




نوع مطلب :
برچسب ها : ناپلئون، داستان کوتاه، مرگ،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
نوشته همایون رقابی


سیگنال جنراتورها...

 

الکتریسته (برق) عبارتست از حرکت الکترونها در سیم(جسم هادی).

این حرکت میتواند در یک جهت باشد که به آن جریان مستقیم (DC ) میگویند. در این نوع جریان برق الکترونها از یک قطب باطری وارد سیم میشوند و از سر دیگر سیم (که مسلما مصرف کننده ای سر راه آن هست) وارد قطب مثبت میشود.

اما حرکت الکترونها میتواند بصورت رفت و برگشت باشد. در اینحالت به این جریان متناوب(AC ) میگویند. در جریان متناوب الکترونها مرتبا در طول سیم حرکت کرده و سپس متوقف میشوند و بعد در جهت مخالف مجددا حرکت میکنند. این حرکت مرتبا تکرار میشود.

تعداد دفعاتی که الکترونها در رفت و برگشت هستند در یک ثانیه، فرکانس آن جریان میگویند.

جریان مستقیم و جریان متناوب هرکدام مصارف جداگانه ای دارد که دامنه وسیعی را داراست. فرکانس برق شهر در ایران پنجاه سیکل در ثانیه است و در آمریکا برابر شصت سیکل در ثانیه میباشد.

برای آزمایش های مختلف الکترونیکی نیاز به در اختیار داشتن جریانهای متناوب در فرکانس های گوناگون میباشد. برای این نیاز دستگاههائی بنام سیگنال جنراتور میسازند که میتواند الکترونها را با فرکانس های مختلف به حرکت در بیاورد.

بعلاوه این دستگاهها قادرند شکل حرکت و دامنه آنرا نیز بصورت متغییر در اختیار کاربر قرار  دهند. ولی معمولا فرکانس های تولید شده در سیگنال جنراتور ها بصورت سینوسی هستند.

سیگنال جنراتورهای صوتی(AF) قادر هستند نوساناتی با تقریبا از یک صدم سیکل در ثانیه تا چندین میلیون سیکل در ثانیه را تولید کنند. نوعی از این دستگاهها که فنکشن جنراتور خوانده میشود قادر هستند علاوه بر این فرکانس ها شکل حرکت الکترونها را نیز تغییر بدهند. معمولا در فنکشن جنراتورها موج خروجی بصورت سینوسی و مربعی و دندان اره ای و پالس و نیز با سطح DC قابل تغییر وجود دارد.

فرکانس های بالا تر بوسیله سیگنال جنراتور های(HF) تولید کننده فرکانس رادیوئی از صد کیلو سیکل در ثانیه تا سی میلیون سیکل در ثانیه بدست میآید.

Related image

فرکانس های بالاتر از آنرا نیز سیگنال جنراتورهای VHF  و  UHF  تا چندین گیگا سیکل در ثانیه تولید میکنند.

روی تمام این دستگاهها اعدای بوسیله عقربه یا نمایشگر دجیتال وجود دارد که مقدار فرکانس خروجی را مشخص مینماید. دامنه خروجی امواج تولید شده نیز قابل تغییر است .

کسانی که میخواهند با این دستگاهها کار کنند باید با علم الکترونیک آشنا باشند. کار برد این دستگاهها بسیار زیاد است و در آزمایشگاهها بفراوانی از آنها استفاده میشود.






نوع مطلب :
برچسب ها : سیگنال جنراتورها، نوسان سازها، علمی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 8 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی

 ماجرای چوپان و رهگذر...  


                                www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

 چوپانی مشغول چراندن گله گوسفندان خود در یک مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروکله ی یک اتومبیل جدید کروکی از میان گرد و غبار جادههای خاکی پیدا میشود. رانندهی آن اتومبیل که یک مرد جوان با لباس Brioni ، کفشهای Gucci ، عینک Ray-Ban و کراوات YSL بود، سرش را از پنجره اتومبیل بیرون آورد و پرسید: اگر من به تو بگویم که دقیقا چند راس گوسفند داری، یکی از آنها را به من خواهی داد؟

 چوپان نگاهی به جوان تازه به دوران رسیده و نگاهی به رمهاش که به آرامی در حال چریدن بود، انداخت و با وقار خاصی جواب مثبت داد.

بالاخره 150 صفحه ی اطلاعات خروجی سیستم را توسط یک چاپگر مینیاتوری همراهش چاپ کرد و آنگاه در حالی که آنها را به چوپان میداد، گفت: شما در اینجا دقیقا 1586 گوسفند داری

چوپان گفت: درست است. حالا همینطور که قبلا توافق کردیم، میتوانی یکی از گوسفندها را ببری.

آنگاه به نظاره ی مرد جوان که مشغول انتخاب کردن و قرار دادن آن گوسفند در داخل اتومبیلش بود، پرداخت. وقتی کار انتخاب آن مرد تمام شد، چوپان رو به او کرد و گفت: اگر من دقیقا به تو بگویم که چه کاره هستی، گوسفند مرا پس خواهی داد.

مرد جوان پاسخ داد: آری، چرا که نه!

چوپان گفت: تو یک مشاور هستی.

مرد جوان گفت: راست میگویی، اما به من بگو که این را از کجا حدس زدی؟

چوپان پاسخ داد: کار ساده ای است. بدون اینکه کسی از تو خواسته باشد، به اینجا آمدی. برای پاسخ دادن به سوالی که خود من جواب آن را از قبل میدانستم، مزد خواستی. مضافا، اینکه هیچ چیز راجع به کسب و کار من نمیدانی، چون به جای گوسفند، سگ مرا برداشتی.





نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، داستان کوتاه، خواندنیها،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
درجه اعتبار...





روزی چهار مرد و یک زن کاتولیک در باری، مشغول نوشیدن قهوه بودند.
یکی از مردها گفت : من پسری دارم که کشیش است، هرجا که میرود مردم او را "پدر" خطاب میکنند.
مرد دوم گفت : من هم پسری دارم که اسقف است و وقتی جایی میرود مردم به او میگویند " سرورم"!
مرد سوم گفت : پسر من کاردینال است و وقتی وارد جایی میشود مردم او را "عالیجناب" صدا میکنند.
مرد چهارم گفت : پسر من پاپ است و وقتی جایی میرود او را "قدیس بزرگ" خطاب میکنند!
زن حاضر در جمع نگاهی به مردان کردو گفت : من یک دختر دارم. 178 سانت قدش است، بسیار خوش هیکل ، سایز سینه هایش 85 است ، دور کمرش 61، دور باسنش 92 سانت، با موهای بلوند و چشمهای روشن، وقتی وارد جایی میشود
همه میگویند : "وای !! خدای من ! ".






نوع مطلب :
برچسب ها : طنز، برخورد دیگران، لبخند،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی

 

شخصیت خود را محک بزنید...



به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى با دقت به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و عنوان جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید تا بتوانید طبق اختصاص امتیازاتی که برای هر گزینه از سوالات مشخص شده، امتیازهایى که گرفته اید را جمع بزنید. سپس سراغ نتیجه گیری بروید و شخصیت واقعی خودتان را دریابید ...

حاضرید ؟

پس شروع کنید :


1. چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف- صبح
ب - عصر و غروب
ج - شب


2. معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف- نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب - نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج - آهسته تر، با سرى صاف به روبرو
د - آهسته و سر به زیر
ه - خیلى آهسته


3. وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف- مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید
ب - دستها را در هم قلاب مى کنید
ج - یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید
د - دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید
ه - با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف میکنید


4. وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف- زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم
ب - چهارزانو
ج - پاى صاف و دراز به بیرون
د - یک پا زیر دیگرى خم


5. وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف- خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده
ب - خنده، اما نه بلند
ج - با پوزخند کوچک
د - لبخند بزرگ
ه - لبخند کوچک


6. وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف- با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب - با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج - در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید


7. سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف- از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب - بسختى ناراحت مى شوید
ج - حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود


8. کدامیک از رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب - سیاه
ج - زرد یا آبى کمرنگ
د - سبز
ه - آبى تیره یا ارغوانى
و - سفید
ز - قهوه اى، خاکسترى، بنفش


9. وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب - روى شکم (دمر)
ج - به پهلو و کمى خم و دایره اى
د - سر بر روى یک دست
ه - سر زیر پتو یا ملافه


10. آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید
ب - مشغول جنگ و دعوا هستید
ج - به دنبال کسى یا چیزى هستید
د - پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید
ه - اصلاً خواب نمى بینید
و - معمولاً خواب هاى خوش مى بینید



. . .

. .

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ا
متیازات :



سؤال اول:
الف (۲ امتیاز)، ب (۴
امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم:
الف (۶
امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم:
الف (۴
امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم:
الف (۴
امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم:
الف (۶
امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ امتیاز)

سؤال ششم:
الف (۶
امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم:
الف (۶
امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم:
الف (۶
امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم:
الف (۷
امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم:
الف (۴
امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)


خب، امتیازهایتان را جمع زدید؟
 اکنون عدد به دست آمده را با نتیجه گیریهای زیر مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید



نتیجه گیرى :


اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است:


دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند "کاش من جاى تو بودم!" اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید:


بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنید و سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.


اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید:


به خود امیدوار باشید، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.


اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد:


بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.


اگر تنها از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز را کسب کردید:


در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

و اگر کمتر از ۲۱ داشتید:


دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.






نوع مطلب :
برچسب ها : تست شخصیت، شناخت خود، نظر دیگران،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی

نوشته همایون رقابی


کلاس هفتم...

 

در قدیم ، مدارس ابتدائی شش کلاس داشت و بعد از آن دبیرستان بود. دبیرستان هم از کلاس هفتم (با احتساب شش کلاس ابتدائی) شروع میشد و تا کلاس دوازدهم ادامه داشت. بعد از آن باید تحصیل را در دانشگاه ادامه میدادیم.

خاطره ای که نقل میکنم مربوط به سال اول دبیرستان ( کلاس هفتم ) است.

در آن سال ما در کلاسی بودیم که در حدود چهل نفر دانش آموز داشت. معمولا یک نفر را که جثه بزرگتری از دیگران داشت مبصر میکردند تا در غیاب معلم کلاس را اداره کند.

مبصر کلاس ما هم خیلی درشت تر از دیگران بود و بعلاوه دوست داشت قدرت و هیکل خود را به رخ همه بکشد. اغلب بچه ها از او میترسیدند و سعی میکردند با چاپلوسی از اذیت های او در امان باشند.

ولی من با اینکه از مبصرمان  ( از نظر بدنی) کوچکتر بودم  نتنها از او نمیترسیدم ، بلکه اگر زور میگفت جلویش میایستادم . در نتیجه او از من کینه بدل داشت و سعی میکرد هرچه ممکن است بیشتر مرا اذیت کند.

در دبیرستان مدیری داشتیم که بعنوان مدیریت کردن در هر کلاس یکی از دانش آموزان را مأمور میکرد تا جاسوسی کنند و وضع کلاس را به اطلاع او برسانند. از کلاس ما هم همین مبصر گزارش همه چیز را به او میداد.

یک دبیر عربی هم داشتیم که مرد خوبی بود ولی رفتارش کمی غیر معمولی بنظر میرسید. وی بما میگفت که او را جناب پرفسور صدا کنیم.

درس عربی من خیلی خوب بود و مشکلی نداشتم. یکروز که جناب پرفسور مشغول امتحان گرفتن شفاهی بود، منهم از فرصت استفاده کردم و روی یک کاغذ شروع به نقاشی نمودم. جناب پرفسور بچه ها را یکی یکی به کنار میز خودش فرا میخواند و سئوالاتی از ایشان بعنوان امتحان شفاهی مینمود. بعد هم نمره هر نفر را داده و دانش آموز بعدی را از روی دفتر صدا میکرد.

نقاشی من نزدیک به اتمام بود که ناگهان مبصرمان مثل بختک روی میز من پرید و کاغذ نقاشی را از دستم ربود. بعد هم بدون اجازه از کلاس خارج شد و آنرا نزد مدیر برد و گزارش کرد که سر کلاس عربی، رقابی بجای درس خواندن نقاشی میکند.

مدیر هم کاغذ را گرفت و همراه مبصر با عصبانیت وارد کلاس ما شد. کاغذ را به جناب پرفسور نشان داد و گفت : این چه کلاسی است ؟.... بجای درس خواندن نقاشی میکنند.

جناب پرفسور مرا صدا کرد و من با ترس و لرز پای میز ایشان رفتم. پرفسور کاغذ را نشانم داد و گفت: اینرا تو کشیدی؟

ناچار گفتم: بله

گفت: فعل ماضی از ریشه کتب را صرف کن ببینم؟

منهم که درسم را خوب بلد بودم بلافاصله شروع کردم: کتب ... کتبا ... کتبو....

تا آخر.

جناب پرفسور گفت : حالا مضارع آنرا صرف کن.

منهم فورا آنرا صرف کردم.

گفت مستقبل را هم بگو.

گفتم.

چند سئوال دیگر هم پرسید که همه را بلد بودم و جواب دادم.

یک نمره بیست برای من در دفتر گذاشت و به مدیر گفت: خوب ... بچه درسش را بلد است و ساکت نشسته نقاشی میکند. بنظر شما اگر بجای نقاشی کردن، کلاس را شلوغ میکرد خوب بود؟

مدیر که حرفی برای گفتن ند اشت بی سر و صدا از کلاس خارج شد و منهم با اجازه جناب پرفسور سر جایم نشستم . اما ایشان مبصر را صدا کرد و گفت: فعل ماضی از ریشه ذهب را صرف کن.

مبصر نتوانست جواب بدهد.

بعد فعل مضارع و بعد هم دیگر قسمت های درس را از او پرسید که در مقابل تمام سئوالات ساکت ماند.

پرفسور یک صفر در دفتر برای او گذاشت و او را روانه کرد تا بنشیند.

آن سال من با نمره های خوب قبول شدم ولی جناب مبصر مجبور شد یکسال دیگر در همان کلاس بماند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : کلاس هفتم، نوشته همایون رقابی، خاطرات،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
نوشته همایون رقابی



ناشناخته ها در خدمت ما...


 تعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجبتعجب

ما بسیاری از چیز ها را نمیشناسیم ولی از آنها استفاده میکنیم. مثلا: امواج رادیوئی که رابط ناشناخته ای بین آنتن فرستنده و آنتن های گیرنده هاست برای ما کاملا ناشناخته است. در تعریف میگویند از تأثیر حوزه مغناطیسی بر حوزه الکتریکی امواج رادیوئی تولید میشوند که با سرعت سیر نور فضا را طی میکنند. این امواج به هر جسم هادی (آنتن گیرنده ها) برخورد کنند الکترونهای آنرا به حرکاتی شبیه به آنچه در آنتن فرستنده بوده (البته با دامنه بسیار کمتر) بنوسان در میآورند.

اما این چه عاملی است که بین دو آنتن حرکت میکند ، ناشناخته میباشد.

یکی دیگر از این ناشناخته ها خود انرژی میباشد.

طبق تعریف : انرژی عبارتست از استعداد انجام کار.

اما در فرمول معروف انیشین E=mc2    انرژی مساوی ماده در مجذور سرعت نور است . به بیان دیگر انرژی و ماده یکی هستند و یا انرژی حالتی از ماده است و بالعکس.

پس میبینیم که تمام ماده موجود در جهان از استعداد انجام کار ساخته شده است. این مطلب هیچ چیز را بیان نمیکند و واقعا گیج کننده است. یعنی ما ماده و انرژی را نمیشناسیم ولی آنها را بکار میگیریم.

 

سومین ناشناخته نیروی جاذبه است.

در جاذبه نیوتونی تمام اجسام یکدیگر را جذب میکنند. مثلا  سنگی که از ارتفاعی رها میشود و بزمین میافتد بوسیله نیروی جاذبه جذب زمین شده است. اما با اینکه فرمول های بسیاری بوسیله نیوتون برای محاسبات مربوط به جاذبه ارائه شد، هیچ تعریفی از اینکه جاذبه چیست در دست نداریم.

از طرفی انیشتین جاذبه نیوتونی را رد کرد و بجای آن انحناء فضا را قرار داد. در این فرضیه محاسبات دقیقتر است و در سرعت های بالا هم جواب ها صحیح میباشند. اما باز هم معلوم نیست که این انحناء فضا یا جاذبه چیست.

نیوتون همانطور  که اشاره شد میگوید اجسام یکدیگر را جذب میکنند ، اما انیشتین میگوید جذبی در کار نیست ، بلکه نیروی انحناء فضا اجسام را بسمت یکدیگر هل میدهد. مثلا سنگی که بسمت زمین سقوط میکند بخاطر فشاریست که انحناء فضا از پشت به آن وارد مینماید.

میبینیم ما بدون اینکه جاذبه را بشناسیم از آن استفاده میکنیم.

ناشناخته بعدی، ذرات تشکیل دهنده اتم ،(الکترون، پروتون، نوترون) هستند. ما میگوئیم : الکترون شارژ منفی است و پروتون شارژ مثبت است. نوترون شارژی ندارد.

این بدان معنی است که این ذرات باید چیزی باشند تا شارژ مربوطه را داشته باشند. اما تعریفی از جنس این ذرات ارائه نشده است.

ذرات کوچکتر تشکیل دهنده ذرات فوق که بنام کوارک خوانده میشوند نیز ناشناخته هستند و خلاصه ما بدون اینکه شناختی داشته باشیم آنها را بکار میگیریم و استفاده میکنیم.

 

نور هم جزو ناشناخته های جهان است. اگر چه ما آنرا میبینیم و استفاده های فراوانی از آن میکنیم ولی ماهیت آن هنوز بدرستی مشخص نیست.

بما گفته اند که در یک اتم وقتی الکترونی با کسب انرژی به مداری بالاتر از مدار خود میرود اتم ناپایدار میشود و آن الکترون با پس دادن انرژی کسب شده بصورت فوتون بمدار اولیه خود باز میگردد.

اما این تعریف، چیزی در مورد فوتون نمیگوید و بیانگر آن نیست که جنس فوتون چیست؟

با وجود این میبینیم که از نور  در همه جا استفاده های زیادی میشود.

ناشناخته هائی که ما از آنها استفاده میکنیم بسیارند که در این مختصر شرح تمام آنها نمیتواند بیاید.

مخصوصا اگر وارد حوزه ماوراءالطبیعه بشویم به نیروهائی بر میخوریم که دهان ما را از حیرت باز نگاهمیدارد.

یکی از این نیروها ، نیروئی است که خود را روح مینامد و با ما حرف میزند و فکر ما را میخواند و میتواند اجسام را حرکت دهد.

قبلا در مورد تماس با ارواح مطالبی در همین وبلاگ نوشته ام که علاقمندان میتوانند به آنها رجوع نمایند.

 






نوع مطلب :
برچسب ها : ناشناخته ها، عجایب، استفاده ما،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 7 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
ارسالی:آقای حسام اسکندری ( با تشکر )


آخرین کلمات...

تعجبتعجبتعجب

 آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...

آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟

آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...

آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...

آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...

آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...

آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

آخرین کلمات یک خونآشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!

آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرین کلمات یک دوچرخه سوار: نخیر تقدم با منه!

آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده ام!

آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟...

آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...

آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...

آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...

آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

آخرین کلمات یک کامپیوتری: هارد دیسک پاک شده است...

آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بی خطره...

آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان: من چه می‌دونستم که باید شنا بلد باشم؟

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک: گفتی تا چند بشمرم؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها : آخرین کلمات، طنز، نکته ها،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 6 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی
قوانین ناگفته...



قوانینی که نیوتون از قلم انداخت

قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:
اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:
اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

و البته قانون چای:
قبل از اولین جرعه از چای گرم دلچسبتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن چای طول خواهد کشید






نوع مطلب :
برچسب ها : قوانین ناگفته، ضد و نقیض، خواندنیها،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 6 تیر 1396 :: نویسنده : همایون رقابی

جوش صورت...

 

..:: 10 فرمان برای غلبه بر جوش صورت ::..


  www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ

این بیماری در بسیاری از جوانان در سنین بلوغ پدید می‌آید و شدت آن در افراد مختلف متفاوت است و اکثرا پس از سن ۲۵ سالگی بهبود می‌یابد.

جوش‌های غرور به صورت دانه‌های قرمز، جوش‌های سر سیاه و توده‌های سفتِ زیر پوستی در ناحیه گونه، بینی، پیشانی، پشت گردن، قسمت فوقانی پشت و سینه ظاهر می‌شوند. این جوش‌ها در پایه یک مو به وجود می‌آیند و ناشی از آماس، التهاب و انسداد مجرای غده چربی کنار مو هستند.


علت چیست؟

پیدایش آکنه ناشی از یک علت خاص نیست بلکه چندین عامل در پیدایش و شدت آن نقش دارند. ارث، میکروب‌ها، نوع غذا، مشکلات عصبی و روحی، تغییرات غددی هورمونی، نوع پوست، بهداشت صورت، مصرف برخی داروها و بعضی از بیماری‌ها از جمله عواملی است که در ایجاد این بیماری نقش دارد.
اجرای 10 فرمان :
آکنه یک بیماری است که برای درمان آن باید به پزشک مراجعه و داروهای مناسب را مصرف کرد. درمان آکنه حداقل ۶ ماه طول می‌کشد و تازه احتمال عود آن نیز وجود دارد. در حقیقت آکنه بیماری بسیار سمجی است و مثل کنه به پوست می‌چسبد. اما در کنار دارو یک‌سری اقدامات و توصیه‌های بهداشتی ساده نیز وجود دارد که با انجام آن می‌توان آسانتر از بیماری کنه‌ای مثل آکنه راحت شد.

1. دستکاری نکنید
سعی کنید جوش‌ها را دستکاری نکنید و نخواهید با فشار دست آنها را خالی کنید.

2. آرام باشید
سعی کنید خواب مرتب داشته باشید. استراحت کافی داشته باشید و حتی الامکان از فشارهای روحی و عصبی بپرهیزید.

3. صورت خود را بشویید
برای شستشو از صابون اسیدی (گوگردی) که پزشک توصیه می‌کند استفاده کنید. ابتدا صورت خود را خوب صابون بزنید تا از کف پوشیده شود.

4. پوست را ماساژ دهید
هفته ای یک یا دو بار ماساژ با مواد اسیدی نظیر سرکه سیب در کاهش چربی پوست و بهبود جوشها موثر است.

5. چربی نخورید
از مصرف غذاهای چرب، سس مایونز، خامه، شکلات، گردو، فندق، موز، تخم مرغ و نارگیل، خودداری کنید.

6. میوه و سبزی بخورید
سعی کنید سبزی و میوه بخصوص سبزی‌های حاوی ویتامینA مثل هویج، اسفناج، شاهی و گوجه‌فرنگی را زیاد مصرف کنید.

7. داغ نشوید
گرما میزان جوش‌های آکنه را بیشتر می‌کند پس زیاد در محیط‌های گرم نمانید.

8. ضد آفتاب بزنید
در مورد آفتاب نظرات متفاوت است برخی معتقدند اشعه آفتاب تاثیر خوبی در بهبود جوش‌های غرور جوانی دارد و برخی معتقدند که نور آفتاب پس از مدتی موجب تشدید آکنه می‌شود. اما مطمئن باشید از زدن ضد آفتاب ضرر نمی‌کنید.

9. ورزش کنید
ورزش حتی جوش صورت را نیز خوب می‌کند. ورزش و استحمام باعث باز شدن منافذ پوست، بهبود جریان خون آن و رفع چربی می‌شود که نتیجه آن شادابی پوست و بهبود جوش‌هاست.

10. نقاشی نکنید!

مصرف مواد آرایشی و کرم‌های چرب، آکنه را تشدید می‌کند پس سعی کنید صورت خود را کمتر نقاشی کنید.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : جوش صورت، دانستنیها، زیبائی،
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 735 )    1   2   3   4   5   6   7   ...